خدایا!شرمنده ام...

الهی و ربی من لی غیرک
 
 من از خدا گریختم بی خبر از آن که خدا با من و در من بود.....
من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به
خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد.
می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد.
هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت.
هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
اما من! هرگز حرف خدا را باور نکردم، وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم.
چشم هایم را بستم تا خدا را نبینم و گوش هایم را نیز، تا صدای خدا را نشنوم.
من از خدا گریختم بی خبر از آن که خدا با من و در من بود.......
خدایا! شرمنده ام

با تشکر از خانم احمدی برای ارسال این مطلب
/ 1 نظر / 5 بازدید
محسن

ممنون فقط میشه گفت الهی و ربی من لی غیرک