نگاه زیبا

توی مطب پزشک نشسته بودم و منتظر نوبت برای مادرم...؛

خانم زیبایی کنارم بود به من گفت:

"چه پولی درمیارن این دکترا،

فکرکن روزی پنجاه نفر رو که ویزیت کنه میشه..."

مشغول محاسبه درآمد تقریبی پزشک بود که پیرمردی از روبرو گفت:

"چرا به این فکر نمی کنین که امشب پنجاه نفرراحتتر می خوابن،

پنجاه خانواده خیالشون آسوده تره..."

حالم بااین حرف "پیرمرد" جان گرفت؛

انگار یک دسته "قوی سفید" توی ذهنم به پرواز درآمدند.

"پیرمرد" همچنان حرف میزد 

وعشق می پراکند:

"هراتومبیل گرون قیمتی که ازکنارتون رد شد نگید دزده،

کلاهبرداره،

الهی کوفتش بشه،

 ازکجا آورده که ما نمیتونیم...؟

بگید:

"الحمدلله که یک نفر از هموطنام ثروتمنده،

فقیرنیست،

سرچهارراه گدایی نمیکنه،

نوش جونش..."

حال خیلی ها شاید عوض شد با این حرف و 

نگاه قشنگ پیرمرد...

----------------------------

*خدا نگاه زیبای ما را دوست دارد.

و حال خوب ما را...،

باورکنیم...!!*

/ 1 نظر / 10 بازدید
نرگس

"با سلام ودرود وتبریک عید نوروز وب خوبی دارین انشاالله زیر سایه خداوند متعال موفق وپیروز باشید به وب منم که با موضوع مباحث تخصصی درباره ی سایتهای همسریابیه سری بزنید ودر ضمن اگه لطف کنیدووبلاگ منوبا عنوان سایت همسریابی یا همسر یابی لینک کنید ممنون میشم ومن هم شما رو لینک خواهم کرد با ایمیل درارتباطیم یا علی""