هیچگاه امیدت را به خداوند از دست نده!

تنها بازمانده‌ یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.

روزها افق را به دنبال یافتن کمک از نظر میگذرانداما کسی نمی آمد.

سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از باد و باران محافظت کند و دارا یی های اندکش را در آن نگه دارد.

روزی که پس از پرسه روزانه و جستجوی غذا در حال برگشتن به کلبه بود با دیدن دود غلیظی که از آنجا بلند می شد با شتاب خود را به کلبه رساند و آنجا را در حال سوختن دید.

همه چیز از دست رفته بود. در جا خشکش زد.

از شدت خشم و اندوه فریاد زد:

«خدایا!تو چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟»

صبح روز بعد با بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. خود را به سرعت به ساحل رساند.

وقتی با ملوانان روبرو شد پرسید:

«شما ها از کجا فهمیدید من اینجا هستم؟»

ملوانان با تعجب جواب دادند:

«خوب ما متوجه علایمی دودی که می فرستادی شدیم!»

با تشکر از جناب آقای فاخر برای ارسال این مطلب

/ 4 نظر / 7 بازدید
سیاوش

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

محسن

عشق و ازدواج: شاگردی از استادش پرسید، استاد عشق چیست؟ استاد در جوابش گفت: به گندم زار برو و پر پشت ترین خوشه گندم را بچین و بیاور. فقط این را بدان که هر چقدر در گندم زار جلو بروی و خوشه ای را نچیده باشی حق بازگشت را نداری. شاگرد قبول کرد و رفت. مدت طولانی سپری شد تا شاگرد بازگشت. او اما دست خالی آمده بود. استاد از او پرسید که چه کردی؟ شاگرد گفت: به گندم زار رفتم و یک خوشه بزرگ را دیدم اما همین که می خواستم آن را بچینم دیدم که خوشه ی بعدی پر پشت تر است و هر چه جلوتر می رفتم خوشه های بزرگ تری را می دیدم تا اینکه به انتهای گندم زار رسیدم و نتوانستم خوشه ای را بچینم. استاد گفت: عشق یعنی این. شاگرد گفت: پس ازدواج یعنی چه؟ استاد گفت: این بار به جنگل برو و بلندترین درختی را که دیدی بیاور. اما به یاد داشته باش که اینجا هم نمی توانی به عقب بازگردی. شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با یک درخت برگشت. استاد گفت: این بار چه کردی؟ شاگرد گفت: به جنگل رفتم و از ترس این که دوباره چیزی بدست نیاورم اولین درخت بلندی را که دیدم آوردم. استاد گفت: ازدواج هم یعنی این...!

براتعلي چوپاني

بسمه تعالي با سلام سايت جالب و جذابي داريد اين مطلب در وبلاك امام سجاد(ع) درج شد موفق باشيد.

محسن

خواهی که تورا کعبه کند استقبال مایی و منی را به منا قربان کن باعرض سلام و خسته نباشید و عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن عید سعید قربان در این روز بزرگ از خداوند متعال بهترین هارو برای شما و خانواده محترمتان آرزومندم. یاعلی